عبدالحسين بينش

29

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

ميخائيل هفتم بود كه به مجرد آگاهى بر فاجعهء ملازگرد ، قدرت را به دست گرفت . ديگر رفتار وحشيانه رومانوس ديوجان بود كه خويشاوندان و دوستان نيرومندش را - كه به واسطه شهرت وى در شجاعت و جوانمردى جذب او شده بودند - بر ضد وى شوراند . آنان كه از پايان كار وى به وحشت افتاده و خشمگين شده بودند ، خشم و دشمنى خويش را با اقدام به خيانت بروز دادند . ب : سلاجقه در شام : در دورانى كه آلب‌ارسلان درگير جنگ ملازگرد بود ، فرزندش ملك‌شاه سپاهى نيرومند را سازمان داد و فرماندهى آن را به « اتسز بن اوق » خوارزمى سپرد و به شام گسيل داشت . اين سپاه به فلسطين رفت و رمله را گشود . از آنجا به بيت‌المقدس رفت و شهر را از چنگ نيروهاى فاطمى بيرون آورد . او پس از تصرف شهرهاى پيرامون بيت‌المقدس - به جز عسقلان - آهنگ دمشق كرد و آن را در محاصره گرفت و توابع آن را دستخوش غارت و ويرانى كرد و راه آب و آذوقه‌اش را بست . كار بر مردم سخت شد ، اما استقامت كردند و اجازهء گشودن شهر را به اتسز ندادند . ( تا اين‌كه چهار سال بعد يعنى ) در سال 467 ه / 1075 م اتسز بر دمشق پيروز شد . سال بعد فاطميان بيت‌المقدس را تصرف كردند ، اما اتسز پس از چند ماه محاصره آنان را بازپس نشاند . فاطميان بىدرنگ اتسز را در دمشق مورد حمله قرار دادند ؛ و او از امير تُتُشْ برادر ملك‌شاه كمك گرفت . تُتُش با موافقت برادرش حكومتى شامل سرزمين شام تشكيل داد و ارتق در اداره آن به وى كمك مىكرد . آلب‌ارسلان پس از پيروزى در ملازگرد عمر چندانى نكرد و سال بعد ( 464 ه / 1072 ) در جريان لشكركشى به ماوراى رودخانهء سيحون جانش را از دست داد . پسرش ملكشاه يك‌پارچگى و اقتدار امپراتورى را حفظ كرد . اما درگذشت وى به سال 485 ه / 1092 م زمينهء درگيريهاى داخلى را ، كه با مرگ تتش در سال 1095 م به اوج رسيد ، فراهم آورد . پسران ملكشاه يعنى رضوان ، حاكم حلب و دقاق حاكم دمشق قدرت چيرگى بر اوضاع را نداشتند . و بيت‌المقدس به ارتقيان انتقال يافت . شيعيان بنى عمار اميرنشين خود را در طرابلس برپا كردند و همزمان فاطميان آغاز به بازپس‌گيرى جنوب فلسطين نمودند . اوضاع سرزمينهاى اسلامى در دوره‌اى كه ارتش صليبيها شام را در معرض نابودى قرار داد به قرارى بود كه گفته شد .